X
تبلیغات
نماشا
رایتل
کتاب " چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد ؟ ملاحظاتی درباره خودمختاری یک رشته علمی " اثر " ارنست مایر" با ترجمه کاوه فیضل الهی از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد روانه بازار کتاب شده است.کتاب در زمینه فلسفه زیست شناسی و زیست شناسی تکاملی به زبان فارسی هیچ و در مواردی از جمله تکامل بسیار اندک است. به همین دلیل این کتاب را باید به فال نیک گرفت. دو: ارنست مایر ( Ernst Mayr )همواره در توصیف اگوست وایزمان از عبارت " بزرگ ترین تکامل دان پس از داروین " استفاده می کرد. اکنون به نظر می رسد این عنوان بیشتر برازنده خود اوست.او یکی از معماران نظریه تلفیقی تکامل, مشهورترین زیست شناس قرن بیستم . سرسخت ترین مدافع داروین بود.او برنده جایزه کرافورد ( هم شان جایزه نوبل در رشته هایی که نوبلی برای آنها در نظر گرفته نشده است ) و از جمله آخرین مردانی بود که همه چیز می دانست. سه:آیا زیست شناسی حالت خاصی از فیزیک به معنای عام آن است یا علمی خودمختار و هم شان آن ؟هنوز نوعی فیزیک باوری ساده لوحانه ( Naïve ) از نوع لاپلاسی آن از رواج گسترده ای برخوردار است و دانشجویان فیزیکی هنوز منتظرند تا نظریه نهایی فیزیک – نظریه همه چیز – تکمیل شود.و بدین ترتیب همه زیست شناسانی که تاکنون به پیشرفت این علم کمک کرده اند افراد عجولی بوده اند که حوصله نکردند تا نظره نهایی فیزیک دانان تکمیل شود! این سوین اثری است که تاکنون از ارنست مایر به فارسی ترجمه شده است. " جمعیت , گونه ها و تکامل " به ترجمه دکتر جمشید درویش . مشهد, نشر نیما " مبانی سیستماتیک جانوری " ترجمه دکتر امید میر شمسی و دکتر جمشید درویش . مشهد, انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد چهار:مایر نکته هایی از تاریخ اندیشه تکاملی را روشن می کند، مشارکت های فلسفه در علم زیست شناسی را به نقد می کشد و درباره چندین مورد اصلی از مسائل جاری نظریه تکامل اظهارنظر می کند. ارنست مایر به‌ویژه توضیح می دهد که نظریه تکامل داروین در عمل پنج نظریه جداگانه است که هر کدام تاریخ، خط‌سیر و تاثیر ویژه خودش را داشته است. انتخاب‌طبیعی ایده ای است جدا از نسب مشترک و از گونه زایی جغرافیایی و نظایر آن. برخی از بحث و جدلهای داروینی همیشگی احتمالا ناشی از اشتباه گرفتن این پنج نظریه جداگانه با یک معجون واحد است.با رویکرد های فلسفه علم که در آن فروکاست باوری حاکم است موافقت چندانی ندارد.او ادعا می کند که با وجود پیشرفت های خیره کننده ای نظیر ژنتیک, داروینیسم و زیست شناسی مولکولی همچنان با زیست شناسی همچون شاخه ای از علوم فیزیکی برخورد می شود. پنج: کتاب در بردارنده دوازده فصل به ترتیب زیر است فصل 1 علم و علوم فصل 2 خودمختاری زیست شناسی فصل 3 غایت انگاری فصل 4 تجزیه یا فروکاست باوری؟ فصل 5 تاثیر داروین بر اندیشه مدرن فصل 6 پنج نظریه داروین در تکامل فصل 7 بلوغ داروینیسم فصل 8 انتخاب فصل 9 آیا انقلاب های علمی توماس کوهن روی می دهند؟ فصل 10 نگاهی دیگر به مسئله گونه فصل 11 پیدایش انسان فصل 12 آیا ما در این جهان بی کران تنهاییم؟ فصل 13 زیست شناسی نژاد و مفهوم برابری فصل سیزده افزوده مترجم و ترجمه مقاله ای از نویسنده است

1- افلاطون برای من عزیز است اما حقیقت از اوهم برای من عزیز تر است. 

2- نشان ذهن فرهیخته آن است که بتواند در اندیشه ای تامل کند و آن را بسنجد بدون آن که آن را بپذیرد.

3- در همه ی چیزهای طبیعت شگفتی است.

4- بهترین توشه برای سفر به سالخوردگی آموزش است. 

ارسطو در سال ۳۸۴ (قبل از میلاد) در خانواده‌ای ثروت‌مند از اهالی استاگیرا، شهری در شمال یونان، به دنیا آمد. در ۱۷ سالگی به فرهنگستانی به نام آکادمی افلاطون در آتن فرستاده شد و ۲۰ سال در آن‌جا درس خواند و تدریس کرد.

پس از مرگ افلاطون در سال ۳۴۷، ارسطو ناکام از به اختیار گرفتن مدیریت فرهنگستان به اسوس در آسیای کوچک رفت و باپایتیاس خواهرزادهٔ فرمانروای وقت ازدواج کرد. در ۳۴۳ به دعوت فیلیپ مقدون آموزش اسکندر مقدونی را بر عهده گرفت. پس از بازگشتش به آتن در ۳۳۵، آموزشگاهی خود را به نام لایسیوم تأسیس کرد.

در ۳۲۳ و پس از مرگ اسکندر، که آتن را ملحق شاهنشاهی خود کرده بود، آتش احساسات ضدمقدونی اوج گرفت و دامن‌گیر ارسطو شد. او به ناچار به چالسیس پناه برد و سال بعد (۳۲۲) در ۶۲ سالگی درگذشت.

ارسطو با انتقاد از فرضیه مثل(‌Idea)فلسفه خود را آغاز می‌کند. حقایق قابل ادراک وجود ندارند آنچه وجود دارد مثال نیست بلکه خرد و جزئی است.

وی گفته‌است «علم جز بر کلیات تعلق نمی‌گیرد». ما هنگامی می‌توانیم درباره اشیاء قضاوت کنیم که نوع و جنس را بهتر بشناسیم. تعیین قواعدی که حافظ روابط صحیح قضایای کلی با قضایای جزئی و شخصی باشد خاص منطقی است که هیچکس بهتر از ارسطو درباره آن تحقیق نکرده‌است همین منطق است که یکی از هدایای ارزنده و گرانبهای این فیلسوف بعالم بشریت به شمار می‌آید.


نقل از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

به نام خدا 

مدت ها ست که این وبلاگ رو به روز نکرده بودم، جوری که حتی آدرسشو یادم رفته بود...

اما به امید خدا دوباره خواهم نوشت... 

بخش عمده ای از گونه های زنده موجود پیرامون ما - شاید بیش از ۹۰ درصد آن ها - همچنان ناشناخته مانده اند . آن ها در پیرامون ما به حیات خود ادامه می دهند در حالی که از چشمان ما پنهان مانده اند ، حتی بدون آن که نامی بر آن ها نهاده باشیم. هریک از این موجودات در انتظار لینه، داروین یا پاستور دیگری هستند که موفق به کشف آن ها گردد.    ادوارد ا. ویلسون